بازیک غزل حکایت کسی که عاشق است
بازماوکشف خلوت کسی که عاشق است
درسکوت چشم دوختن به جاده های دور
بازانتظارعادت کسی که عاشق است
دستهای التماس ماگشوده پس کجاست
دستهای بامحبت کسی که عاشق است
بازهم سخن بگوسخن بگوشنیدنی ست
اززبان توحکایت کسی که عاشق است
من اگربخواهمت نخواهمت توخوب باش
مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است
بغضهای شب همیشه سهم ناامیدهاست
خنده های صبح قسمت کسی ست که عاشق است
شاخه هاخداکندبه دست بادنشکند
عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است
ای شما که دل نمیدهیدوایستاده اید
درخیال کشف خلوت کسی که عاشق است
منتظر نایستیدنوبت شماکه نیست
نوبت من است نوبت کسی که عاشق است
